گزارش تعطیلات با تاخیر!
ما آخر هفته رفته بودیم درفک.
درفک یه کوه با مناظر خیلی زیبا توی شماله. بعد از رودبار و از رستم آباد یه جاده ماشین رو تا نزدیکی های قله بالا میره و بعد می رسی به یک ده کوچیک با حدود 20 تا خونواده. این چند روز ما اونجا بودیم. مناظر و آب و هوا فوق العاده بود. همون طور که از عکسها هم معلومه.


جاتون خالی به دلیل شب مانی توی خونه محلی ها تموم بدنم رو کک زده و تا دیروز به شدت خارش داشتم و بدنم بیرون ریخته بود. اینو گفتم که زیاد حسودیتون نشه برنامه رو نبودید. طوری اذیت شدم که شاید دیگه هیچ وقت حاضر نباشم برم اونجا. با وجود اینکه خیلی زیبا و خوش آب و هوا بود.
جدا از قضیه کک به دلایل یه سری خصوصیات اخلاقی که تا به حال زیاد بهش اشراف نداشتم اصلا بهم خوش نگذشت توی برنامه و باعث شدم به جناب همسر هم اصلا خوش نگذره. و بعدش بسی پشیمان شدم و حس کردم دارم کل زندگیمو به خاطر این خصوصیات خراب می کنم. در نتیجه الان من آدمی هستم که در راه برگشت از برنامه درفک تصمیماتی گرفته که از این به بعد یه سری رفتارا رو کنار بذاره و آدم بهتری باشه.
از این به بعد از این تصمیم با عنوان تصمیم درفک یاد می کنیم.

اون خونواده ای که ما مهمونشون بودیم دو تا دختر داشتن که تمام مدت به همراه مادر خانواده مشغول کار بودن و پدر مشغول استراحت. دست های زن هاشون از دست های مردها قوی تر، پهن تر و زمخت تر بود. من حس می کردم این آدما باید از زندگیشون ناراضی باشن و حس بدی نسبت به مردهاشون داشته باشن. ولی جالبه که دقیقا برعکس بود. اونها خانواده خیلی خوب و شادی بودن و روابطشون با هم خیلی دوستانه بود. دخترها کنار پدرشون می نشستند و می گفتند و می خندیدند. اینجا بود که خوب حس کردم احساس خوشبختی و رضایت از زندگی دقیقا به دید آدم و توقعاتش از زندگی بر میگرده و نه شرایطی که توش قرار گرفته.

یه چیز جالب دیگه، یه خونواده سه نفره از بچه های قدیمی گروه کوهمون بود که توی این برنامه با هم بودیم. اونها 9 ساله که ازدواج کردن و یه پسر 7 ساله دارن. ولی به نظر من از هر سه تا خانواده دیگه ای که برنامه رو بودن که حداکثر سه سال بود که ازدواج کرده بودن با هم صمیمی تر و مهربون تر و انگار برای هم تازه تر بودن. برام خیلی جالب بود که چطور یه رابطه بعد از 9 سال می تونه اینقدر زنده و سرحال بمونه و هنوز توی نگاه و کلماتی که بین دو نفر رد و بدل میشه بشه ردپای یه عشق داغ رو دید.

![]()

