تبليغاتX
دفترچه - زن

دفترچه

Image and video hosting by TinyPic

چند روز پيش خواهرم رفته بوده بانك تا براي دخترش حساب باز كنه. گفتن نميشه باباش بايد بياد. اونقدر با بانكيه سر و كله زده كه اونم گفته خانوم قانونه ديگه، من كه كاره اي نيستم. و خواهرم بعد از خروج از بانك از شدت عصبانيت تا مدت ها توي خيابون گريه مي كرده.

 

چند روز پيش تلويزيون رو زديم كانال چهار، ديدم يه آقاي جامعه شناسي داره ميگه اين قانون بيش از هر چيز به مردهاي جامعه ما صدمه ميزنه. و بعد فهميدم كه بحث سر لايحه اي هستش كه به مجلس برده شده براي تصويب اين قانون كه مردهايي كه توان مالي داشته باشند مجازند بدون اجازه همسر اول، زن دوم اختيار كنن. !!!!!!!

حس نفرت تمام وجودم رو پر كرد. طوري كه به مجيد گفتم  اگه همچين قانوني تصويب بشه هيچ تمايلي به اينكه همسري داشته باشم نخواهم داشت. حداقل توي اين جامعه.

 

واقعا اينجا كجاست؟ چند تا قانون ديگه هست كه ماها رو پايمال مي كنه و ما ازش بي خبريم؟ چه طور ميشه توي همچين جامعه اي زندگي كرد؟ آيا امنيت اجتماعي فقط بايد به فلان مردان امنيت بدهد كه زن بدحجابي آن را آزار ندهد؟ زن بيچاره جامعه ما كه نه همسرش به خودش تعلق دارد و نه حتي فرزندي كه تمام روح و بدنش را به پايش ريخته است، امنيت را از كجا بايد پيدا كند؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 10:43  توسط مونا  |