سلام
ما برگشتيم.
ديشب ساعت 2 نيمه شب.
چون حس كردم بعضياتون دوست دارين بدونين، اينجا يه كم از برنامه ميگم. برنامه، برنامه 3 روزه چهل چشمه در كردستان بود. چهارشنبه صبح راه افتاديم و جمعه ساعت يك و نيم شب دانشگاه بوديم. ما روز قله تا يه جايي همراه بچه ها رفتيم و بعدش چون سرعتمون كمتر بود از بقيه جدا شديم. پويان رو با آغوش بالا مي برديم و اونم كاملا شاد و خوشحال بود
. خيلي طبيعت زيبايي داشت. البته خود محلي ها مي گفتن امسال چون بارندگي كم بوده زياد سرسبز نيست ولي بازم خيلي قشنگ بود. ما حدود سه ساعت صعود کردیم و بعدش ديگه كم كم و تفريحي برگشتيم پایین. مردم اون منطقه خيلي آدم هاي خوش اخلاقي بودند. توي ده كه رد مي شديم همه شون زن و مرد و بچه با روي خوش بهمون سلام ميكردن. آدم انگار احساس غريبگي نمي كرد.
از دو نفر خيلي بايد تشكر كنم. يكي زينب كه اصلا به خاطر من برنامه رو اومد و به خاطر كمك كردن به ما روز قله بالا نرفت و پيش ما موند
. و بعدش مجيد، كه تمام مدت به فكر اين بود كه به من خوش بگذره و خيلي بهم كمك مي كرد، قدر اين مهربوني و از خودگذشتگيت رو خيلي مي دونم
.
گروهمون و بچه هاش رو خيلي دوست دارم. خوشحالم كه عضو همچين گروهي هستم با همچين آدمايي. با اينكه توي اين برنامه خيلي بچه ها رو نمي شناختم ولي از خيلي هاشون خوشم اومد و احساس نزديكي مي كردم باهاشون. نمي دونم چي توي اين گروه هست كه انگار يه تيپ آدماي خاصي رو به خودش جذب ميكنه، آدمايي كه من مي پسندم و باهاشون راحتم.
اینم چند تا عکس از برنامه و
...


این تامبلینا شستی نیست ها٬ پویانه.

* شاید کم کم عکسهای قبلی رو بردارم تا صفحه ام سنگین نشه و زودتر بیاد بالا.
** زینب دوست صمیمی من هستش که توی دانشگاه همیشه با هم بودیم. همون که گروه کوه رو کشف کرد با برنامه کویر.