چقدر دوران كودكي در زندگي مان اثر داره واقعا. هر از چند گاهي كه با آقاي همسر از ضعف هايمان صحبت مي كنيم آخرش به اين نتيجه مي رسيم كه اين ضعف ها ريشه در فلان نوع تربيتمان در كودكي مان داشته است. و چقدر سخته اين نوع ضعف ها رو كنترل كردن و از بين بردن. چقدر آدم ها به خاطر نوع تربيتشون با هم فرق دارن. چقدر آدم ها به خاطر خصوصيات بدي كه دارن بي تقصيرن. چقدر سخته اون طوري باشي كه واقعا دوست داري. البته نمي خوام بگم آدم خودش هيچ اختياري نداره ها، چون از يه سني به بعد آدم كم كم به خصوصيات اخلاقی خودش اشراف پيدا مي كنه، به ضعف ها و توانايي هاي خودش پي مي بره، ولي انگار حداكثر كاري كه ميشه كرد كلنجار رفتن براي كم تر كردن ضعف ها و تلاش براي نگه داشتن توانايي هاست. وگرنه پايه ريزي هاي اصلي يه جايي توي گذشته هاي آدم انجام شده.
بعدش كه يه خورده عميق تر فكر مي كني مي بيني كه فلان اخلاقي رو هم كه پدرت داشته٬ كه اينقدر روي تو اثر گذاشته٬ به خاطر مدلي بوده كه پدربزرگت داشته و همين طور الي آخر. و اونوقت توي اين جريان اهميت اينكه سعي كني تا نقاط ضعف خودت رو اصلاح كني بيشتر مشخص ميشه. چون انگار بدي ها به نوعي توي خانواده ها به ارث مي رسه تا اينكه يه نفر سر راه اين وراثت رو سد كنه و تصميم بگيره كه اون خصوصيت بد رو توي خودش و توي تربيت بچه هاش اصلاح كنه.
خوب، اينجا وسط سخنراني ام يه برك مي دم بهتون...
يه مدته حسابي دنبال كار مي گردم. بايد توي ارديبهشت حتما برم سر كار. آخه چند وقت پيش يه لقمه بزرگتر از دهنمون برداشتيم، البته فقط يه خورده بزرگتر بود ها. ولي حالا به خاطر چپوندن همون لقمه توي دهان، منم مجبورم برم سر كار تا يه خورده كمك كنم. البته نكته اينه كه اين لقمه رو هر چي ديرتر بذاري توي دهن بزرگ تر ميشه، اونقدر كه ديگه ممكنه با زور هم توي دهنت جا نشه. به خاطر همين شانس آورديم كه زودتر اقدام به خريد يه خونه فسقلي با اين همه قسط و بدبختي كرديم وگرنه حالا بايد خواب همون خونه رو مي ديديم . چون از اسفندماه تا الان متري 450 هزار تومان رفته روي قيمتش.
نه خداييش حال مي كنين سرعت رشد اين لقمه رو؟!

تموم شد مادر، پاشو برو به كار و زندگيت برس.

